اشعار بیلی کالینز،شاعر آمریکایی

 

شعر نخست:

سر خسته‌ ام را بر دو بالشت می‌گذارم
و به تمام مخلوقات روز

 التماس می‌کنم بگذارند بخوابم !
نیمه شب است،اما آنجا که تویی باید سحر باشد
ضربان نبض پرشتاب تر از نور سفر می‌کند.
تو بر کدام سو سر گذارده‌ای؟
حس می‌کنم دست راستم،پناه صورت توست
لبخندت، لبخند آشنایی است
که اگر قرار باشد به جنگ بروم

با خود می برم.
حالا دوباره مثل روزی که یکدیگر را دیدیم،خوشبختم
نمی‌دانم جوانم یا پیر
اما سر بی‌آشیانه ‌ام کنار سر تو است
بر یک بالشت .

“برگردان:آزاده کامیار”


 شعر دوم:

من از آنها خواهش کردم
شعرم را بردارند
و به نور ببندنش
درست مثل ریسه ی رنگ
یا گوشی بفشارند به کندوی شعرم
مگر اینکه بشنوند .
گفتم : موشی به جان شعرم بیندازید اصلا
و هی نگاش کنید که چطور راه خودش را می کاود
یا خواستم توی اتاق شعرم قدم بزنید
و دیوارها را یک به یک بگردید دنبال کلید برق !
من ازشان خواهش کردم روی کف شعرم اسکی آبی بروند
و به اهتزاز نام شاعر
در ساحل شعر،موج بردارند بلند !
اما همه ی آنچه آن ها می خواستند این بود؟
همه ی آنچه آنها می خواستند این بود :
که شعرم را با طناب ببندند به صندلی محکم !
و هی شکنجه پشت شکنجه !
که اعترافی بیرون بکشند از دل شعر
شروع کردند شعرم را با لوله های خرطومیشان زدن !!!
این جور شعر مرا می خواستند !
اینطور شعر مرا معنا می کردند !

“برگردان:آتوسا رحمتی”


شعر سوم:

گر روز قشنگی باشد
روزی خوش از نسیم گاه گاه
آن قدر که دلت بخواهد پرواز کنی ،
تمام پنجره‌های خانه را باز کن
و در قفس قناری را هم
اصلا بیا این در را از چارچوب درآور
اگر روزی باشد که گذرهای آجری خنک
و باغ پر از گل های صد تومانی باشد
گل های حکاکی شده زیر نور آفتاب
روزی که دلت بخواهد چکشی برداری
و بکوبی بر وزنه شیشه ‌ای کاغذ نگهدار
روی میز کوچک اتاق نشیمن
و ساکنین آن رااز کلبه‌های برف ‌پوش‌ آزاد کنی
تا بشود بیرون بیایند و قدم بزنند
دست هم را بگیرند و نگاه نیمه بازشان را
به این گنبد آبی و سفید بدوزند
خُب، آن روز حتما روزی شبیه امروز است !


واژگان کلیدی: اشعار بیلی کالینز،نمونه شعر بیلی کالینز،شاعر بیلی کالینز،شعرهای بیلی کالینز،شعری از بیلی کالینز،یک شعر از بیلی کالینز،شعر ترجمه شده به فارسی از بیلی کالینز،شعری برگردان به پارسی از بیلی کالینز،شاعر و نویسنده آمریکایی معاصر،شاعر اهل ایالات متحده آمریکا،شعر آمریکایی.

Billy Collins ،poems، quotes

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها