بکت عینی غداة البین دمعا

مولانا-غزل شماره 109

 

بکت عینی غداة البین دمعا

و اخری بالبکا بخلت علینا

فعاقبت التی بخلت علینا

بان غمضتها یوم التقینا

چه مرد آن عتابم خیز یارا

بده آن جام مالامال صهبا

نرنجم زانچ مردم می‌برنجند

که پیشم جمله جان‌ها هست یکتا

اگر چه پوستینی بازگونه

بپوشیدست این اجسام بر ما

تو را در پوستین من می‌شناسم

همان جان منی در پوست جانا

بدرم پوست را تو هم بدران

چرا سازیم با خود جنگ و هیجا

یکی جانیم در اجسام مفرق

اگر خردیم اگر پیریم و برنا

چراغک‌هاست کآتش را جدا کرد

یکی اصلست ایشان را و منشا

یکی طبع و یکی رنگ و یکی خوی

که سرهاشان نباشد غیر پاها

در این تقریر برهان‌هاست در دل

به سر با تو بگویم یا به اخفا

غلط خود تو بگویی با تو آن را

چه تو بر توست بنگر این تماشا

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest


0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها